الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

4

الغدير ( فارسي )

و نيز اين روايت را ابن حاتم شامى در « الدر النّظيم » از طريق حافظ ابن مردويه بسند ديگرش آورده ، كه گويد : حديث نمود ، ابو المظفّر ، عبد الواحد بن حمد بن محمّد بن شيذهء مقرى و او از حديث عبد الرزاق بن عمر طهرانى و او از ابو بكر احمد بن موسى حافظ ( ابن مردويه ) از ابى بكر احمد بن محمّد بن ابى دام ( 3 ) از منذر بن محمّد و او از عموى خود و او از ابان بن تغلب ، از عامر بن واثله روايت نموده كه گفت : من در روز شورى دربان بودم و على عليه السّلام در آنخانه بود ( كه شورى در آن تشكيل يافت ) ، شنيدم كه آن جناب ميفرمود ( عين الفاظى كه فوقا ذكر شد ) . تا آنجا كه راوى گفت : على فرمود شما را به خدا سوگند مىدهم آيا كسى از شما جز من هست كه او را رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير بولايت نصب فرموده باشد ؟ گفتند : نه به خدا قسم . و اين حديث شورى را حافظ بزرگ - دار قطنى با بررسى در طريق آن روايت نموده و ابن حجر بعض از فصول مطالب حديث مزبور را از او در صواعق نقل مىكند ، نامبرده در صفحه 75 گويد : دار قطنى با دقت در سند آورده كه على عليه السّلام با آن شش نفرى كه عمر امر خلافت را در ميان آنها بشورى محمول نمود سخن طولانى گفت ، از جمله سخنان او « على عليه السّلام » : شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا در ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به او فرموده باشد : يا على تو در روز قيامت قسمت كنندهء بهشت و دوزخى ، گفتند : نه به خدا قسم ، و در صفحه 93 گويد : دار قطنى با دقت در سند آورده كه على عليه السّلام در روز شورى بر اعضاى شورى استدلال و احتجاج نمود و به آنها گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا در ميان شما كسى در خويشاوندى با پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله از من نزديكتر هست ؟ ؟ . و اين حديث را حافظ بزرگوار ابن عقده با بررسى در سند آن آورده ، گويد : حديث كرد ما را على بن محمّد بن حبيبهء كندى از حسن بن حسين ، از ابى غيلان

--> ( 3 ) در نسخه‌ها چنين مذكور است و صحيح - ابى دارم است . نامبرده ابن ابى دارم كوفى است كه تلعكبرى در سال 330 از او حديث شنيده و در نقل حديث از او اجازت يافته .